جهان ترامپ
محمد علي عسگري
سخنان دونالد ترامپ در مجمع عمومي سازمان ملل خيال مقامات ايران را از اين جهت راحت کرد که حمله اي نظامي در کار نخواهد بود . ترامپ در اين سخنان براي چندمين بار تاکيد کرد که به رغم توانايي ايالات متحده آمريکا اين کشور در فکر جنگ نيست بلکه شجاعت خود را در اين مي داند که جنگي پر هزينه را برخود و ديگران تحميل نکند. بنابراين به مثابه چند ماه گذشته استراتژي آمريکا در قبال ايران همچنان بر تشديد تحريم هاي اقتصادي و حداکثر سياسي خواهد بود. ترامپ درخلال صحبت هاي خود با انتقاد از گلوباليزم و نظام جهاني بر دولت هاي ملي تاکيد کرد و از ديگران هم خواست به فکر ملت هاي خود باشند. در واقع ترامپ با اين سخنان يک بار ديگر نشان داد از نظر او ديگر آمريکا مايل نيست « پليس جهاني » باشد و قصد دارد همچنان رشد اقتصادي و نظامي کشورش را ارتقاء دهد. همين رويکرد به لحاظ داخلي نيز انتخابات آينده را به نفع او تمام خواهد کرد.
چند روز پيش نيز در دو مورد خاص آمريکا همين رويکرد را نشان داد . يکي زماني که يک کشتي انگليسي از سوي ايران توقيف شد و ديگر زماني که به تاسيسات نفتي آرامکو در عربستان سعودي حمله شد . در هردوي اين موارد ترامپ به صراحت اعلام کرد که واکنش به ايران به آنها مربوط است و به آمريکا ربطي ندارد. حال آنکه مي طلبيد درهردوي اين موارد آمريکا به عنوان پليس بين الملل وارد عرصه شده و از متحدان خود دفاع کند . در مورد اول ترامپ گفت ما در خليج فارس کشتي اي نداريم و بنابراين بايد خود انگليسي ها اين موضوع را حل کنند. در مورد دوم نيز ترامپ گفت ما نيازي به نفت خاورميانه نداريم و سعودي ها بايد خود از خودشان دفاع کنند. مجموع اين سخنان و برخوردها به وضوح نشان مي دهد که آمريکا ديگر قصد ندارد به عنوان پليس بين الملل وظيفه کنترل بر مناسبات جهاني را برعهده داشته باشد.
اما اگر اين برداشت درست باشد پس آمريکا به چه بهانه يا مجوزي همچنان ايران را تحريم مي کند و يا به ضرس قاطع مي گويد اجازه نخواهد داد ايران به سلاح هسته اي دست يابد ؟ دولت ترامپ در قبال ترکيه نيز که تمايل به داشتن تسليحات اتمي دارد همين موضع را مي گيرد . به عبارت ديگر اگر آمريکا خود را پليس بين الملل نمي داند پس چرا همچنان دخالت مي کند و يا مساله فعاليت هاي موشکي و برون مرزي ايران را يک مساله حاد مي داند که جامعه جهاني بايد با آن مقابله کند؟ اين برخورد دو گانه آمريکا در قبال ايران حکايت از دو رويکرد جداگانه دارد که به نظر مي رسد يکي منقضي و ديگري درحال جايگزيني است .
پس از سال 1990 و بحران کويت که جورج بوش پدر ائتلافي بين المللي را براي رهايي کويت تشکيل داد، او از يک نظم نوين جهاني سخن گفت. همان زمان يکي ازژنرال هاي برجسته آمريکايي در مصاحبه اي با المجله گفت : «جهان از نظر ما مانند يک سوپر مارکت بزرگ است که هرکس در آن به تجارت و داد و ستد مي پردازد . نيروي پليسي که بايد امنيت اين بازار را تامين کند آمريکاست ». همين رويکرد بود که آمريکا را به جنگ در عراق و افغانستان تشويق کرد و يا زماني که گروهي به نام داعش به وجود آمد ائتلافي بين المللي را براي مقابله با اين گروه تشکيل داد. دونالد ترامپ با روي کار آمدن خود شعار « اول آمريکا » را مطرح کرد و طي سه سال گذشته نيز نشان داده است که ديگر به چنين رويکردي باور ندارد و از نظر او ديگر آمريکا وظيقه تامين امنيت جهاني را برعهده ندارد. به بيان ديگر ترامپ معتقد است دولت ها بايد خود رفاه و امنيت شان را تامين کنند و آمريکا تنها يک قدرت برتر است که طبق خواسته ها و نيازهاي خودش عمل مي کند. از اين رو ديگر آمريکا تصميم ندارد به جايي لشگر بکشد يا با دولتي متجاوز برخورد نظامي بکند.
اما اين به معناي انصراف آمريکا از تاثير گذاري بر تحولات جهاني نيست . همچنان که به معناي پذيرش نوعي بي نظمي و هرج و مرج در سطح جهاني ( آنچنانکه برخي تحليل گران امثال فريد زکريا مي گويند ) نيز نيست. بلکه آمريکا اين بار مي خواهد نظم جهاني مورد نظر خود را نه از طريق نظامي بلکه بيشتر از طريق تحريم هاي اقتصادي و سياسي فراهم کند. نوع برخورد ترامپ با بحران هايي مانند ايران يا حتي هنگ کنگ کاملا اين رويکرد را نشان مي دهد. با وجودي که معترضان هنگ کنگي پرچم آمريکا را در دست گرفتند اما آمريکا هيچ گونه تحرک نظامي براي حمايت از آن ها نشان نداد و حتي از اين بابت چيني ها را تهديد نظامي هم نکرد. بلکه صرفا به همان تدابير اقتصادي بسنده کرد و فقط قول داد حلقه اين فشارها را بر چين تشديد خواهد کرد. در مورد ايران ، روسيه ، کره شمالي ، ونزوئلا ، سوريه و حتي حزب الله لبنان نيز آمريکا همين رويکرد را دنبال مي کند. به عبارت ساده تر آمريکا خود را در يک وضعيتي مي بيند که احساس مي کند ديگر نيازي به استفاده از زور براي ايجاد امنيت بين المللي ندارد بلکه با همان اهرم هاي اقتصادي و سياسي قادر به چنين کاري خواهد بود. تجربه سالهاي آينده نشان خواهد داد که اين رويکرد قادر است نظم و امنيت کنوني جهان را تامين کند يا همان طور که برخي تحليل مي کنند ما با يک بي نظمي و هرج و مرج در سطح جهاني روبرو خواهيم شد.
نکته حاشيه اي و مهمي که در ارتباط با ايران وجود دارد اينکه رويکرد جديد ترامپ قطعا به مذاق گروه هاي تندرو در ايران خوش آمده و آنها احساس خواهند کرد از اين پس دست شان براي آتش افروزي هاي بيشتر و حتي تصرف سرزمين هاي ديگر کاملا باز شده است. اين همان روندي است که گفته شد نتيجه اش يک هرج و مرج منطقه اي يا جهاني خواهد بود. درهمين حال دولت روحاني و حاميانش به شدت ابراز نگراني مي کنند و قصد دارند هر طور شده از طريق مذاکره مستقيم با آمريکا بحران را حل کرده و ايران را از تنگناي تحريم هاي ظالمانه کنوني برهاند. اين رويکرد با استراتژي ترامپ ( نظم جهاني با ابزار اقتصادي ) همخواني و هماهنگي بيشتري دارد و ايران را ضمن خروج از اين وضعيت به يک عضو جامعه جهاني بدون حاشيه تبديل مي کند. اصرار طرف هاي اروپايي بر مذاکره روحاني و ترامپ نيز در همين چارچوب قابل درک است.
برچسب:
نویسنده: ستایش پارسامنش