خرید بک لینک

برای عبور از این مرحله خطرناک

ماجرای 1 بدر 1 و تلاقی آن با روز2۱رمضان وسالروز شهادت مولای متقیان، چالش معنا دار وشگفت انگیزی را پدید آورده است. این چالش هم برای ایران به عنوان یک کشور با تمدنی چند هزار ساله بود و هم برای یک حکومت دینی و شیعی که از چهاردهه پیش تا کنون بر این کشور حاکم است، آزمونی دشوار و فوق العاده حساس خواهد بود. نتیجه این آزمون را نمی دانم. چون این یادداشت دقیقا در شب سیزده بدر نوشته می شود. این تصادف و تقارن تقویم قمری و شمسی چالش بزرگی را پدید آورده که در عین حال شکاف عظیم متن پیدا و پنهان جامعه ایرانی را آفتای می سازد. شکاف فرهنگی و مذهبی بزرگی که در اثر سیاست ها و اعمال و رفتار یک حکومت دینی متعصب و خسارت آفرین شکل گرفته و طبق آمارهای رسمی روز به روز بر تعداد افراد بی دین یا بی اعتنا به دین افزوده می شود. آنچنان که به باور این شکاف حتی ممکن است به جنبه های دیگر خشونت آمیز سوق داده شده و خطر دامن گستری را برای ایران و ایرانی پدید آورد. تا آنجا که من می دانم ما در تاریخ خودمان سابقه جنگ داخلی نداریم. البته نزاع بر سر قدرت جای خود داشته است. اما سابقه منازعات فرقه ای و مذهبی و قومی و نژادی و قبیله ای کم نداشته ایم که زخم های برخی از آنها پس از قرن ها و سالها هنوز ترمیم نشده است. به هرحال اگر بخواهیم به حاشیه نرویم ، به نظر من برای اینکه جامعه و ملت ما بتواند از این مرحله خطرناک به طرزی مسالمت آمیز و بسلامت عبور کند سه اقدام مهم ضروری است:

۱-اینکه حکومت به طور مطلق دخالت نکند. یعنی مثل گذشته سعی نکند یک قشر را علیه دیگری،خودی را علیه ناخودی،مومن را علیه کافر ودیندار را علیه بی دین به کار گرفته یاتحریک کند. زیرا نتیجه قطعی این کار ورود به یک مرحله خطرناک تر و جنگ داخلی از همان گونه هایی است که مثلا در لبنان یا الجزایر شاهد بودیم و هنوز کابوس هایش را نسل های بعد تجربه می کنند. حکومت باید خود را متعلق به کل جامعه اعم از مذهبی و غیر مذهبی بداند و برود سراغ همان وظایف مشخص و تعریف شده ای که سالهاست برزمین مانده و کشور را به طور کلی در یک سری ابربحران های متعدد فرو برده است. حکومت باید دست از لجاجت و خام اندیشی و شیطان صفتی بر دارد و نگاهی کاملا بی طرف و یکسان نسبت به هر دو سوی این شکاف داشته باشد و با وسواس و هشیاری کامل بکوشد خود را کاملا بیرون از آن قرار دهد.

۲-تمامی گروهها و شخصیت های مرجع و دلسوز و ملی که دوستدار حیات و بقا وسلامت این کشور و ملت هستند، اعم از روحانیون با هر گرایشی، روشنفکران با هر رویکردی و فلسفه ای، احزاب و گروهها وشخصیت های سیاسی داخلی و خارجی با هر برنامه ای که برای فردای ایران دارند، حتی سلبریتی ها، هنرمندان، روزنامه نگاران و ... هر فردی یا گروهی که به نوعی درمیان مردم مرجعیتی دارد، صمیمانه و صادقانه بکوشند در سپهر عمومی خود را کاملا بیطرف نشان دهند و به سرنوشت کل ایران بیندیشند نه رضایت این یا آن گروه خاص.آنها باید بیش از مقامات سیاسی و رهبران قومی و فرقه ای، حساسیت فوق العاده شرایط کنونی و خطراتی را که در افق آینده دیده می شود درک کنند و کل جامعه را فارغ از هر تضاد و تخاصمی به وحدت، همبستگی و تمرین یک همزیستی مسالمت آمیز فرا خوانند و به آنها بیاموزند که چگونه همدیگر را به دور از منازعات خصومت آمیز تحمل کنند و به یکدیگر علیرغم داشتن هر نوع تفکر یا اندیشه و دین یا مذهبی احترام بگذارند.

۳ -بی تردید عبور جامعه ما از این مرحله بدون همکاری وهمیاری تمام اقشار اجتماعی ممکن نیست. پیش از هر چیز باید مردم ایران این شکاف تاریخی و دینی را به رسمیت بشناسند و همدیگر را بپذیرند. تا زمانی که فرد به اصطلاح مومن خود را برتر و در نتیجه مملکت را از آن خود می داند و دیگری را کافر و از آن محروم می شمارد نه تنها مشکلی حل نخواهد شد که به شدت تشدید نیز خواهد شد. باید همه ایرانیان بپذیرند که این کشور برای همه آنها اعم از دیندار و بی دین، مسلمان و غیر مسلمان، مومن وکافر، خودی و غیر خودی است و حتی دگرباشان و دگر اندیشان و بدحجابان و با حجابان و منحرفان وغیره تا زمانی که تابعیت خود را تغییر نداده باشند ایرانی هستد و حق دارند ازتمام امکانات و منابع ملی مطابق عرف و قانون بهره مند شود و تنها قانون است که می تواند کسی را از حقی محروم یا امتیازی را به کسی بدهد. البته قانونی که به صورت عام و شفاف از سوی نمایندگان واقعی مردم تعیین شده باشد نه مانند این قانون حجاب که فقط یک عده محدود در یک کمیسون فرعی مجلس آن را تصویب کرده وبه اکثریت جامعه ای حقنه کرده باشند. مذهبی های ما باید دست از تکفیر غیر مذهبی ها بشویند و لامذهب ها دست از تمسخر دینداران و تحقیر آنها بردارند. گروهی خود را ملت برجسته و گروه نجات یافته اگر می داند، همه این ها را نزد خود و هم گروهی های خود نگهدارد و بکوشد و تمرین کند تا در سپهر عمومی جامعه تابع قانون و خواست اکثریت جامعه باشد. من یقین دارم اگر دخالت هایی که گفتم برداشته شود مردم ما آنقدر نجیب هستند و آنقدر تجربه گرانبار تاریخی دارند که بتوانند همدیگر را تحمل کنند و بر روی هم چنگ نیاندازند و با احترام متقابل در یک شرایط مطلوب زیست کنند. اگر این مهم تحقق یابد ملت ما از یک بیماری مزمن و بسیار ریشه دار تاریخی که همان سالوس و ریا باشد رفته رفته نجات خواهد یافت و دیگر لازم نیست هرکسی برای کسب منافع آنی یا آتی خود پشت دین و فکر و فلسفه و عرفان و غیره سنگر بگیرد. بی تردید این شکل چشم انداز مثبت و پسندیده ای خواهد بود که برای دست یافتن به آن ریاضتی سخت را تحمل باید.

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 16:43

صفحه بندی