خرید بک لینک

عاقبت مردی که جرقه طوفان را زد

بی تردید هواداران حماس اگر دست شان می رسید مجسمه ای طلایی از یحیی سنوار می تراشیدند و مانند یک قدیس او را می پرستیدند. سنوار برای آنان یک قهرمان شهید و بی بدیلی است که تا آخر به عهد خود وفادار ماند و ذره ای عقب نشینی نکرد و دشمن خود را ناکام گذاشت و نه تسلیم شد و نه اجازه داد او را زنده زنده دستگیر کنند. بی تردید یحیی سنوار اما برای خیلی دیگر از اعراب و حتی فلسطینی ها و بخصوص لبنانی مظهر حماقت و بی خردی بود که بامرگ خودش هیچ ترحمی را بر نمی انگیزد.

سنوار تقریبا برای مردم ایران نیز همین دو چهره را دارد؛ یکی نزد کسانی که با حکومت موافق و همراهند و او را شهیدی می دانند که تا آخر قهرمانانه جنگید و در انتها نیز شهید شد. برای آنها سنوار نماد مقاومتی دلیرانه است که برای یک سال زیر بمباران های وحشیانه اسراییل دوام آورد و حتی حسرت یک آخ را هم بر دل دشمن گذاشت. اما برای آن بخشی که با حکومت زاویه دارند و مخالفند یحیی سنوار فردی جاه طلب و ماجراجو و خطا کار بودکه ابتدا 1200 اسراییلی بی گناه را کشت و بعد صدها نفر را اسیر کرد و به داخل تونل های غزه برد. او کسی است که نه تنها گروه خود بلکه ملت خویش را نیز به فنا داد و در نهایت نیز منطقه را در آستانه یک جنگی تمام عیار و خانمان سوز قرار داد. او میلیون ها دلار از سرمایه های ایران را صرف ساختن تونل های وحشتناکی کرد که به اندازه یک سانتیمتر هم برای رهایی و آزادی ملت فلسطین مثمر ثمر نبود و با لجاجت های خودش تا آخر نیز دست از سر گروگان های اسیر برنداشت.

برای من اما یحیی سنوار نماد یک قربانی دانه درشت بود. وقتی حماس تصمیم گرفت او را به جانشینی اسماعیل هنیه انتخاب کند،در یادداشتی نوشتم « حماس به سیم آخر زد و رهبری را برگزید که زیر تیغ است و به زودی او هم کشته خواهد شد». حماس با این انتخاب، نمایش خوبی را به اجرا در آورد اما چنین نمایشی از پیش نیز معلوم بود که عاقبت خوشی نمی تواند داشته باشد. همانطور که عملیات 7 اکتبر سال گذشته که به رهبری همین یحیی سنوار و محمد ضیف ابتدا شد، در ظاهر نمایش قابل تحسینی بود اما در باطن چنانکه دادگاه لاهه نیز تصویب کرد یک «جنایت جنگی» آشکار بود و حوادث بعدی جامعا برخلاف آن چیزی جریان پیدا کرد که امثال سنوار در ابتدا می پنداشتند. برخلاف ادعای ناجوانمردانه ای که بعدها رهبران سیاسی حماس طرح کردند سنوار بدون اطلاع رهبری سیاسی دست به چنین عملیاتی نزده بود و از دوسال پیش این عملیات به طوری دقیق محاسبه شده و نه تنها رهبران سیاسی که حامیان منطقه ای نیز از کم و کیف آن اطلاع داشتند. تصور آنها همگی بر این بود که با آغاز این عملیات بلافاصله دولت نتانیاهو با آن سوء سابقه سقوط می کند اما نکرد و حتی روز به روز طی یک سال گذشته از پشتیبانی بیشتر اسراییلی ها برخوردار شد. این عملیات نه تنها صدها زندانی فلسطینی را آزاد نکرد بلکه بیش از 42 هزار نفرشان را به کشتن داد و هزاران نفر را معلول و دو میلیون نفر را آواره و گرسنه ودچار قحطی کرد. امید که حال با کشته شدن سنوار این جنگ نیز خاتمه پیدا کند. اما هرچه بود سنوار جرقه آتشی را زد که یک سال است دارد تر و خشک را با هم می سوزاند و پس از غزه اکنون به جان لبنان افتاده است. به زودی نیز قرار است این آتش به جان ایران بیافتد. آتشی که به نظر می رسد حالا حالاها سر باز ایستادن ندارد و با اعتماد به نفسی که نتانیاهو پیدا کرده می رود تا سوریه و یمن را نیز به آتش کشد. برای خاموش کردن این آتش خیلی دیگر دیر شده است. کار از رایزنی های دیپلماتیک، داد و ستدهای سیاسی و اقتصادی، کری خوانی های نظامی گذشته و برای توقف آن باید چاره ای دیگر اندیشید. تصمیمی بزرگ در حد نوشیدن جام زهر که یک باره به خصومتی هشت ساله بین دو ایران و عراق خاتمه داد.

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:00

صفحه بندی