خرید بک لینک

شکم هاي گرسنه فرياد مي زنند

محمد علي عسگري

اعتراضات خياباني در لبنان کاملا شبيه همان اعتراضات خياباني در عراق ، سودان ، الجزاير ، مصر و ساير کشورهاي عربي و غير عربي درخاورميانه است . اعتراض شکم هاي گرسته و دست هاي خالي بدون رهبري مشخص يا طرحي سياسي و بلند مدت براي آينده . شورشي از سرناچاري و فقر و محروميت . اعتراض به شرايطي که ديگر قابل تحمل نيست . بنابراين بيش از اينکه بشود اين گونه اعتراضات را زيرسر اين گروه يا آن جريان سياسي دانست بايد آن را زاييده انباشت مطالباتي دانست که مدت هاست برآورده نشده و حتي در آينده نزديک نيز انتظار نمي رود کسي بتواند آنها را برآورده کند . در اين ميان دولت سعد حريري ناتوان تر از آن است که گرهي از کار بگشايد.درست مانند دولت عادل عبدالمهدي درعراق و اگر هم به صورت فوري با تزريق مسکن هايي بتواند اوضاع را آرام کند درماني موقتي است تا باري ديگر و بارهايي ديگر ...

چند سال پيش موجي در لبنان به راه افتاده بود و جوانان اين کشور خواستار تغيرات اساسي در ساختار سياسي کشور وحذف نظام طايفه گرايي شدند. نظام طايفه گرايي حاکم بر اين کشور به گونه اي قدرت را بين اقليت هاي ديني و سياسي تقسيم کرده است. به اين معنا که نخست وزيري از آن اهل سنت ، رياست پارلمان از آن شيعيان و رياست جمهوري از آن مسيحيان باشد . اين نظام طايفه گرايي ( که عراق هم ساختاري مشابه آن دارد ) باعث مي شود تا قدرت در يک جا متمرکز نشود و اين يکي از امتيازات مهم و مثبت اين سيستم است. اما درعين حال همين نظام راه را براي گرو کشي احزاب و گروه ها باز مي گذارد و به انواع و اقسام باند بازي ها و اختلاس ها ميدان مي دهد. زيرا در واقع هر گروهي با در اختيار گرفتن بخشي از قدرت، تلاش مي کند آن را به انحصار متحدان خود در آورد و همين امر موجب مي شود که آن نهاد ديگر کارايي لازم و ملي را نداشته باشد و به جاي فکر کردن به منافع عموم مردم به فکر طرفداران خود يا وابستگان به حزب و گروه خود باشد. نظام طايفه گرايي در شرايطي غير دموکراتيک دولت ها را فشل مي کند و هر گروهي مي کوشد قصور در کارها را به گردن گروه يا سازمان ديگري بيندازد . يک نمونه از اين وضعيت اسف بار موضوع زباله ها در لبنان بود که چند سال پيش براي چندين ماه کسي متولي جمع آوري آنها نشد و خيابان هاي شهرها را بوي تعفن زباله ها فرا گرفت. در همان موقع گروهي دولت را مقصر معرفي مي کرد و دولت نيز شرکتي را که متعلق به گروه ديگري بود عامل اين وضعيت مي دانست . آتش سوزي درجنگل هاي لبنان که چند روز پيش اتفاق افتاد نيز تکرار همان داستان بود و به قول لبناني در آخر اين « باران » بود که آتش را خاموش کرد و گرنه از دولتمردان لبناني کاري ساخته نبود که نبود .

جالب اينکه معمولا وقتي کارد به استخوان مي رسد و توده هاي مردم به صورتي ناگهاني به خيابان ها مي رسند، سران همان گروه ها و احزاب اختلافات شان را کنار گذاشته و همه دست به دست هم مي دهند تا بحران فروکش کند . زيرا در اصل استمرار وضع موجود را کاملا به نفع خود مي دانند بدون اينکه کسي به فکر حل ريشه اي و اساسي بحران ها باشد. به تعبيري ساده تر ادامه وضعيت موجود به نفع سران گروه ها و احزاب و طوايف است هرچند به ضرر مردم باشد و درست ادامه اين وضعيت موجود است که مردم را بر آشفته و هر ازچند گاهي به خيابان ها مي کشاند ! تا ... کي معجزه اي رخ داده و توده هاي مردم بتوانند خود را از اين دومينوي فلاکت بار رهايي بخشند ...

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 5:26

صفحه بندی