جهان در چنگال یک ویروس
محمد علی عسگری
هرچه می گذرد ابعاد یک حادثه یا یک اتفاق دارد بزرگ و بزرگ تر می شود. اتفاقی که ابتدا در یکی از شهرهای چین افتاد و اعلام شد ویروس جدیدی از شاخه کرونا آمده که حتی کسی نام آن را هم نمی داند. اما همین ویروس کوچک و ناچیز که می شد هزارتای شان را سر یک سوزن گرد آورد آنچنان خطرناک و مرگ آفرین شدکه ده ها هزار نفر را در چین مبتلا کرده و هزاران نفر را به کام مرگ کشاند. همان زمان برخی نوشتند این نوعی جنگ بیولوژیک است که آمریکا علیه چین تدارک دیده است برخی دیگر هم بر اساس همان پیش بینی های فیلم « شیوع » گفتند نه. برعکس، این جنگ بیولوژیک چین علیه آمریکا و بلکه کل جهان است. بعدها نام کویید 19 را بر این ویروس گذاشتند تا شناسایی شود. اما نام گذاری چیزی از خطر یا سرعت شیوع این بیماری کم نکرد و همچنان یکی پس از دیگری شهرها و کشورهای جهان را از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب در می نوردد .
توماس فریدمن در روزنامه نیویورک تایمز نوشت این ویروس تاریخ جهان را به دو بخش « قبل از کرونا» و « بعد از کرونا» تقسیم کرد . مثل اختراع خط که تاریخ جهان را به دو بخش قبل از تاریخ و تاریخ تقسیم کرد. دیگری نوشت ابعاد خطر و تاثیر گذاری و خسارت های ناشی از این ویروس فراتر از حوادث 11 سپتامبر و حمله به برج های دوقلو در نیویورک است. دیگری نوشت این ویروس ضربه ای به اقتصاد جهان زد که فراتر از ضربه سال 2008 است . دیگری گفت شیوع این ویروس جهان را از یک خواب سنگین بیدار کرد و به یک خودآگاهی جدید رساند. کسی دیگر نوشت این ویروس به ثروتمندان جهان آموخت تا زمانی که شکاف های بی عدالتی را در جهان پر نکنند خود نیز نمی توانند در آسایش و آرامش باشند. کسی دیگر نوشت یکی از فواید مهم این ویروس آن بود که محیط زیست شهرها را از آلودگی های مزمن همیشگی پاک کرد و حتی یکی نوشت که شیوع این ویروس موجب شد تا حدودی تخریب های وارد آمده بر لایه اوزون نیز ترمیم شود .
در ایران و یا سایر کشورهای اسلامی که دیگر گفتن ندارد. شیوع همین ویروس ناچیز آنچنان تاثیر گذار و قدرتمند بودکه توانست درهای خانه خدا را بسته و اماکن مقدس و متبرک را تا اطلاع ثانوی به تعطیلی بکشاند. اتفاقی که تقریبا برای هیچ مسلمانی قابل تصور نبود. تعطیلی نمازهای جمعه و جماعت در ایران و سایر کشورهای اسلامی یکی دیگر از خصوصیات این ویروس بود تا آنجا که یک موذن کویتی به صراحت اعلام کرد « حی علی الصلوه ... » و بعد اضافه کرد « فی بیوتکم ...» یعنی بشتابید به سوی نماز اما نه در مساجد، بلکه درخانه های تان ! شیوع همین ویروس تاکنون میلیون ها انسان را در سراسر جهان خانه نشین کرده و به هزاران شغل و کار و تاسیسات و بازارهای اقتصادی جهان ضرر رسانده است.
شیوع ویروس کرونا یک بار دیگر دو قطب نظری شرق و غرب جهان را از نو احیل کرد. زیرا یکی می گوید این ویروس عجر و ناتوانی علم و تمدن امروز جهانی را آشکار کرد و نشان داد که این زندگی در هم لولیده و تنگاتنگی که در شهرها برای آدمی مهیا شده است تا کجا آسیب پذیر بوده و می تواند یک بیماری کوچک به صورت اپیدمی چگونه آن را کن فیکون کند. در این میان گلایه ها شروع شد که چرا علم و دانش تا کنون نتوانسته است واکسنی در مقابله با این ویروس کشف کند و آیا روزی قادر خواهد بود ؟ و پرسش های متعدد دیگر از همین دست . مثل زلزله که هنوز بشر به رغم همه پیشرفت های علمی قادر به پیش بینی آن نیست و نمی تواند به قول معروف علاج واقعه قبل از وقوع آن کند. شیوع این ویروس یک بار دیگر به صورتی جدی داده های علمی جدید را زیر سوال برد و بار دیگر همان کابوس را به یاد آورد که می گفت به زودی آنتی بیوتیک ها خاصیت شان را از دست می دهند و آدمیزاد را در برابر موجی از بیماری های ناشناس و اپیدمیک بی سلاح و بی امان رها می سازند و خیلی حرف های دیگر ... همین مساله موجب شد در یک سوی جهان دوباره مردم به مذهب و جهان غیب و ناشناخته های آن و حتی خرافات های شگفت آور پناه آورند.
اما در سوی دیگر جهان ازجمله ایران ما شیوع این ویروس نشان داد که کاری از نذر و نیاز وعبادت و نیایش به درگاه ربوبی ساخته نیست و برای در امان ماندن از چنین دشمنانی فقط و فقط باید به علم و تجربه روی آورد و دست از خرافات و حتی به گفته برخی از دین و دیانت شست . از این رو گفتند یکی از مهم ترین تاثیرات فرهنگی این بیماری شیوع نوعی سکولاریسم در بین کشورهای اسلامی خواهد بود . در ایران ، از همان ابتدا با شیوع این ویروس تشت خرافه ای به نام « طب اسلامی » از بام افتاد همان دکانی که مشتی جهال به راه انداخته و زیر لوای آن برای خود نان ها می پختند و می خوردند. همین موجب شد تا گروه کثیری در این سوی جهان از نو کتاب های مربوط به علم تجربی را بگشایند و حتی امیدوار شوند که زندگی مردمان در این سوی کره خاکی حتی در معرض یک رنسانس جدید قرار گرفته است و نتایج آن در آینده های دور بیشتر آشکار خواهد شد.
من اما در آستانه فرا رسیدن عید نوروز احساس عجیبی دارم . اتفاقی را شاهدم که در تمام عمر مشابه آن را به یاد ندارم . عید برای من همیشه مساوی بوده است با دید و بازدید و مسافرت و جشن و شادی و آجیل خوردن و شیرینی پخش کردن و از این قبیل چیزهای خوب بوده است که فقط سالی یک بار به این صورت باشکوه و دلچسب مطابق با تقویم ایرانی آنهم در آستانه بهار اتفاق می افتد . اما امسال عیدی در کار نیست و توصیه همگان این است که « در خانه بمانیم » . مگر عید را می شود در خانه ماند ؟ چاره ای نیست می پذیریم به امید اینکه وضعیت از این بدتر نشود. اما این چه دشمن خطرناکی است که تنها راه مقابله با آن شده است « در خانه ماندن »!! نکند دوباره طاعون و تیفوس و وبا و قانقاریا و جذام و .. آمده است ؟ مگر ما در قرن بیست و یکم نیستیم ؟ نکند دوباره خشم خدایان فوران کرده است و ما را به کارهای کرده یا نکرده ای که خود نمی دانیم مجازات می کنند ؟ مثل همان داستان هایی که در تورات و قرآن روایت شده است . مثل بلایی که برسرقوم لوط آمد . قرآن می گوید با سنگ ریزه هایی (سجیل ) آنها را عذاب کردیم . از همین واژه در یکی از آخرین سوره های قرآن نیز برای ضربه زدن به سپاه سنگین ابرهه استفاده شده است . بعضی از مفسران این سجیل را همان « ویروس » معنا کردند. کاری به این معناها ندارم . کارم بیشتر به این است که این بار بشر از چه چیزی سیلی می خورد ؟ می دانم که اگر گروهی یا گروه هایی ، کشوری یا کشورهایی وحتی تمدنی یا تمدن هایی هم از بین بروند باز بشریت همچنان پابرجا خواهد بود و به اقتضای آن گوهر ذاتی اش قادر خواهد بود ققنوس وار از خاکستر خود برخیزد و زندگی را از نو بسازد. همه این ها را می دانم اما این را نمی دانم که انسان به این قدرتمندی و غرور چرا اینقدر ضعیف و آسیب پذیر است؟
برچسب:
نویسنده: ستایش پارسامنش