خرید بک لینک

طرح معامله قرن در ادامه خاورمیانه بزرگ

محمد علی عسگری / 15/11/98

اینکه وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بعد از سالها قهر و آشتی تلفن را برداشته و با رییس تشکیلاتی گفتگو می کند که درایران طی چهل گذشته همواره مورد طعن و لعن سازشکاری با اسراییل بوده است را باید چگونه تحلیل و تفسیر کرد ؟ آیا این اقدام به معنای رویکرد جدید ایران در قبال دولت فلسطین و به رسمیت شناختن یک دولت فلسطینی به پایتختی قدس شرقی است یا حداکثر یک حرکت دیپلماتیک و نمادین برای خنثی کردن فشار تبلیغاتی آمریکا و اسراییل به دنبال طرح معامله قرن ؟ اینکه بلافاصله محمد جواد ظریف درهمان روز با اسماعیل هنیه و زیاد نخاله رهبران حماس و جهاد اسلامی نیز تلفنی گفتگو می کند بیشتر این نکته را یاد آورمی شود که از نظر ایران همچنان محور مقاومت در فلسطین اصل بوده و برای تماس تلفنی با محمود عباس نباید بهایی بیشتر از یک حرکت نمادین قایل بود.

به همین سبک و سیاق، می توان حدس زد که تلاش های ایران برای گفتگو با عربستان سعودی و سایر کشورهای عرب منطقه نیز برای مقابله با طرح موسوم به معامله قرن چیزی فراتر از این ها نخواهد بود کما اینکه عربستان سعودی در کمال وقاحت و بی پروایی از دادن ویزا به هیات ایرانی برای شرکت در کنفرانس اسلامی و بررسی پیامدهای طرح معامله قرن درعربستان امتناع کرد و لزومی هم به عذرخواهی بابت این اقدام خود ندید تا پیامی به سایر کشورهای عرب منطقه داده باشد. پیامی که پیش از آن از سوی اتحادیه عرب نیز تکرار شد وآن اینکه دولت های عربی برای مقابله با طرح معامله قرن نه تنها هیچ دستور کاری ندارند بلکه حتی هیچ گونه اراده ای نیز برای مقابله با اجرای چنین طرحی درمیان نیست و اگر فلسطینی ها به همین اندک هم رضایت ندهند برای همیشه باید با قضیه شان خداحافظی کنند.

معامله قرن، درواقع برنامه ای است که از سالها پیش کلید خورده و با اسامی و عناوین متفاوت همچنان در مسیر خود به پیش می رود . این طرح ابتدا به صورت یک چشم انداز از سوی شیمون پرز تحت عنوان « خاورمیانه جدید » مطرح شد و بعد ها هم کوندالیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در جریان جنگ شش روزه لبنان از آن به عنوان « خاورمیانه بزرگ » یاد کرد. طرح هایی که در ابتدا کاملا فانتزی و غیر قابل اجرا به نظر می رسید و اکثر گروه های فلسطینی آن ها را به باد تمسخر می گرفتند اما تجربه سالهای گذشته اثبات کرد این سیاست ها همچنان رو به گسترش بوده و قدم به قدم در حال اجراست.

یکی از تحولات مهمی که به اجرای این طرح و یا زمینه سازی برای اجرای آن کمک فراوانی کرد معرفی ایران به عنوان «دشمن اصلی صلح و ثبات در منطقه » از سوی آمریکا و اسراییل بود. سیاستی که از سالها پیش و بخصوص بعد از ظهور گروه های تروریستی از جمله داعش و سرگرم شدن کشورهای منطقه به مساله تروریسیم بینادگرایی کلید خورد و در سایه آن به مرور زمان اسراییل قدم به قدم خود را به کشورهای عرب منطقه بخصوص کشورهای محورسعودی نزدیک گردانید. مساله جنگ یمن و حمایت ایران از گروه های فلسطینی موسوم به محور مقاومت بهانه کافی به دست عربستان سعودی و متحدانش داد تا با طرح « دشمنی با ایران » خود را به اسراییل نزدیک کنند. این درحالی بودکه در مقابل نیز رسانه های آمریکایی و اسراییل با تبلیغات گسترده خود بهانه خوبی را به دست برخی کشورهای سازشکار عرب می دادند تا با بزرگ کردن « خطر موشکی و هسته ای ایران » ضمن فروش های تسلیحاتی کلان روز به روز آنها را بیشتر بدهکار ترامپ و اطرافیانش سازند. در خلال همین دوران بود که بنیامین نتانیاهو موفق شد آشکارا به عمان سفر کرده و هم زمان نیز خبرهایی در رسانه ها رد و بدل می شد که حکایت از سفرهیات های اسراییلی به امارات ، قطر و بحرین داشت. در تمام این مراودات و سفرها از یک سو بر « دشمنی مشترک ایرانی » و از سوی دیگر بر « عادی سازی روابط با تل آویو » تاکید می شد.

طرح کنونی معامله قرن در واقع حاصل جمع همه این رفت و آمدهاست تا اسراییل را به عنوان «اصلی ترین بازیگر» منطقه و در مقابل ایران را به عنوان « بزرگ ترین خطر» منطقه معرفی کند و در نهایت در زیر چنین چتری بتواند روند عادی سازی را ادامه دهد.اعطای یک کمک 50 میلیون دلاری برای اجرای طرح معامله قرن و پیش از آن نیز ارایه یک طرح ... دلاری که در کنفرانس منامه پیشنهاد شد، بیش از آنکه برای بهبود اوضاع فلسطین و فلسطینی ها باشد نوعی همکاری اقتصادی آشکار بین تل آویو و پایتخت های عربی است . به این معنا که از این پس دولت های عرب متحد با عربستان سعودی مصمم هستند در همکاری با اسراییل منطقه را به لحاظ اقتصادی و سیاسی مدیریت کنند. مدیریتی که کاملا در جهت عکس منافع استراتژیک ایران بوده و در مقابل طرح موسوم به محور مقاومت قرار دارد.درسایه این تحولات است که می توان بی اعتنایی آشکار سعودی ها نسبت به مشارکت ایران در کنفرانس اسلامی را فهمید. حال اگر در این میان سفیر ایران درعراق می گوید شهید سلیمانی حامل پیامی برای صلح با عربستان و امارات بود یا تاکید می ورزد که باید هرچه زودتر این روند طی شود به قول شاعر « آرزویی دلکش » است. اما آرزویی که تا تحقق آن راهی طولانی باید پیموده شود. تماس تلفنی محمد جواد ظریف با محمود عباس یا اظهارات ایرج مسجدی تنها در صورتی می تواند امیدوار کننده باشد که فراتر از یک اقدام نمادین یا اظهارات رسانه ای رفته و بتواند از یک سو دولت و ملت فلسطینی را با سیاست های ایران همراه کند و از سوی دیگر راه را برای یک آشتی واقعی با کشورهای عرب به ریاست عربستان سعودی هموار سازد . در غیر این صورت باید مطمئن بود محور سعودی – اسراییلی- آمریکایی با معرفی ایران به عنوان « دشمن مشترک » زمینه های لازم را برای اجرای طرح معامله قرن فراهم خواهد ساخت . به ویژه اینکه حضور چهارسال بعدی ترامپ در کاخ سفید نیز به آن یاری خواهد رساند.

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 21:46

صفحه بندی