محمدعلي عسگري: «علی فضلالله»، فرزند سیدمحمدحسین فضلالله (١٩٣٥- ٢٠١٠) است که از جمله مراجع و روحانیون نوگرا و خوشفکر شیعه اهل لبنان به شمار میرفت. او شخصیتی استثنایی و منحصربهفرد داشت و به همین دلیل دربارهاش اظهارات متناقض و مختلفی بهویژه درباره دیدگاههای فقهی و دینی او بیان شده است. فضلالله هرچند هیچ مسئولیت سیاسی در هیچ حزبی را نپذیرفت و همواره سعی داشت روشی معتدل و بیطرف به دور از حاشیههای سیاسی داشته باشد اما چهار بار در معرض ترور قرار گرفت و هر بار جان سالم بهدر برد. یکی از آنها در سال ١٩٨٤ از سوی آمریکاییها بود. بعدها وقتی علامه فضلالله درگذشت، روزنامه «واشنگتنپست» در تحلیلی با عنوان «تروریست بزرگ» اعتراف کرد که «آمریکا شخصیت مهمی را در لبنان از دست داد». آنچه را میخوانید، گفتوگوی خبرنگار «اللواء» با فرزندش سیدعلی فضلالله درباره عملکرد مؤسسات زیرمجموعه فضلالله و نیز تحولات منطقه و لبنان و راههای رسیدن به وحدت مسلمانان است.
با درگذشت علامه فضلالله یک سرمایه بزرگ را از دست دادیم. دراینباره چیزی هست که بگویید؟
علامه مرجع سیدمحمدحسین فضلالله شخصیتی جامع و یگانه داشت. او همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی را دعوت میکرد که در فضایی اسلامی زندگی کنند و اینکه پیش از وابستگی به یک مذهب، خودشان را در درجه اول وابسته به اسلام بدانند. او شمشیری کشیده در برابر هرگونه افراطگرایی و خرافهپرستی و قلعهای مستحکم برای وحدت اسلامی بود. بنده هم به مسلمانان بهخصوص لبنانیها میگویم که به این دین حنیف چنگ بزنند و فرقهگرایی را رها کنند زیرا ما را از همدیگر دور میكند. نمیگوییم که این گروه یا آن گروه دست از اعتقاداتشان بردارند بلکه میگوییم نباید گذاشت این مسئله ما را وارد یکسری تعصبات مرگبار کند. تعهدداشتن نسبت به یک عقیده با تعصبداشتن نسبت به آن فرق میکند. تعهد ضد تعصب است، زیرا تعهد ما را بر آن میدارد که با همدیگر گفتوگو و اختلافاتمان را به بهترین شکل حل کنیم. من به همه دوستان اعم از شیعه و سنی میگویم نباید به خاطر ازدستدادن بعضی شخصیتها فقط حسرت خورد؛ زیرا برای ما هیچ فقدانی بزرگتر از فقدان خود پیامبر اسلام(ص) که نیست. درگذشت شخصیتهای مهم بهخصوص در این مراحل، باید انگیزهای قوی برای ما باشد تا دنبالهرو آنها باشیم و به راهی برویم که آنها تعیین کردهاند. باید تلاشهای خودمان را دوچندان کنیم تا صفوف این امت یکپارچه شود زیرا فتنهها خشک و تر را با هم میسوزاند.
هرازچندگاهی ما صداهایی میشنویم که هنوز به راه علامه و دانش او حمله میکنند. دراینباره چه میگویید؟
در زمان حیات علامه هم چنین فضایی بود. او به مدت ١٦ سال بارها در معرض حملاتی سخت قرار گرفت. اما هرچه کردند او را منحرف کنند، او جوابی به آنها نداد. بارها سعی کردند حرفهای او را منحرف و سخنانش را بریدهبریده نقل کنند. اما او فقط با اتکا به همان شیوه قرآنی که میفرماید «به بهترین شیوهای که ممکن است پاسخ بده» جوابشان را میداد. فراتر از اینها بارها به ما میگفت نباید زیاد وقت صرف اینها کرد. بلکه باید با خردمندی و حکمت برخورد كرد و با علم و تلاش خود سعی کنیم با افراطگرایی و خرافهپرستی مقابله کنیم. باید دغدغه اسلام را در جهان داشته باشیم. بزرگ باشیم و نگذاریم که حملات آنها ما را از توجه به مسائل بزرگ بازدارد. درهمینحال نباید بگذاریم اینها ما را از توجه به مصلحت اسلام بازدارد. او به روش یکی از نویسندگان جوابشان را میداد که گفته است: «آنها میگویند، چه میگویند، بگذار بگویند». درعینحال سعی میکرد از طریق سلوک و عمل و جهاد و فروتنی به آنها پاسخ دهد. از این رو توانست بر تمامي این حملات ظالمانه غلبه کند. حملاتی که پشت سرش دستگاههایی بودند یا کسانی که دغدغه امت اسلامی را نداشتند. ما هم این روزها همان حرف علامه را میزنیم که گفت و همان کاری را میکنیم که کرد. همان جوابی را میدهیم که او به نقل از رسول خدا میگفت: «خدایا قوم مرا ببخش که آنها نمیدانند».
مؤسسات وابسته به سید فضلالله مراکز اساسی برای ایجاد امنیت اجتماعی در لبنان هستند. چطور میخواهید این نهادها را توسعه بدهید و آیندهشان را تضمین کنید. آن هم در این شرایط بحرانزده که لبنان دارد؟ ما میدانیم حفظ این مؤسسات بخشی از وصیتنامه علامه بوده است.
علامه تأکید زیادی بر حل مشکلات تربیتی، بهداشتی و فرهنگی مردم داشت. همچنین بسیار علاقهمند بود مردم به اصل دینشان برگردند و با این دین حنیف رشد کنند. از این رو، به دنبال مشکلات دشوار و پیچیده مردم بود و برای رفع آنها مراکزی بهداشتی و عبادی در اکثر مناطق لبنان تأسیس کرد. او میدانست که دولت در این کشور کاری به درد و رنج مردم چنانکه باید ندارد. برای همین سعی میکرد در این راه پیشگام باشد و بهخصوص به ایتام توجه کند. از این بابت بهترین جوایز را هم گرفت. او تجربهای در سطح منطقه داشت و از ایتام و ازکارافتادگان سرپرستی میکرد. به آنها در زمینههای آموزشی کمک میرساند. خیلی از مؤسسات هستند که بعدها از تجربه او سود بردند. ما این روزها سعی میکنیم آنچه را علامه شروع کرده بود، ادامه دهیم و تکمیل کنیم. خیلیها ملاحظه کردند که مدارس خیریه ما در سطح نتایج امتحانات رسمی اول شدند و دانشآموزان ما برتری و استعدادشان را نشان دادند. علامه پیوسته به آنها سفارش میکرد که «به موفقیت بسنده نکنید، همیشه بهدنبال بهترینها باشید». اما باوجود اوضاع اقتصادی و حیاتی دشواری که داریم و همه منطقه و لبنان را فراگرفته و بر درآمدهای مؤسسه ما هم اثر گذاشته است، سعی میکنیم نگذاریم کسانی که تحت سرپرستی بودند احساس نگرانی کنند و فکر کنند آیندهشان تباه شده است. بلکه تلاش میکنیم برای اغلب آنها شرایط تحصیل حتی در اروپا و جاهای دیگر را فراهم کنیم تا به صورت انسانهای مفید به کشورشان بازگردند. به اعتقاد ما این مؤسسات در مالکیت فردی یا خانوادهای یا حتی مذهبی خاص نیست. بلکه مؤسساتی برای همه است؛ همه کسانی که به آن نیاز دارند. به همه آنهایی که دستاندرکار باشند میگوییم همه ما در این راه شریک هستیم. چون ما فقط به حل مشکلات مردم فکر میکنیم. میخواهیم کمک کنیم که این وضعیت اجتماعی پیچیده را حفظ کنیم چون اگر به دلیل ورشکستگی دولت یا سهلانگاری نهادهای دولتی به حال خود رها شود، حتما منجر به جنگ و ویرانی خواهد بود یا باعث یک رشته انفجارهایی خواهد شد که فرزندان و نوادگان خود ما را با خود خواهد برد.
شما درباره روش اعتدال و میانهروی که علامه از آن برخوردار بود چه میگویید؟ آیا فکر میکنید با این موج فتنهها و افراطگرایی که پیرامون ما را فراگرفته است قادر خواهید بود چنین رویهای را در پیش گیرید؟
علامه هم میدانست که راه وحدت، راهی هموار یا فرششده با گلها نیست. برای همین او دو خط موازی را در پیش گرفته بود: یکی اینکه سعی میکرد این میراث را پاکسازی کرده و همه گروههای مذهبی را تشویق به تصفیه بهنفع اسلام کند. او مردم را هم تشویق میکرد تا خود را از بسیاری از عادتهایی که ارتباطی با اسلام خالص و تشیع اصیل ندارد رها کنند.
دوم اینکه او سعی میکرد با همه شخصیتهای مسلمان دوستدار وحدت کار کند تا یک فضای اسلامی مناسبی پدید آید و آنها بتوانند اسلامی روادار، مهربان و باز را چنانکه رسول اکرم(ص) میخواست به مردم معرفی کنند. او همواره بر این باور بود که مشکل بین اهل سنت و تشیع از همین فاصله است که سرچشمه میگیرد و از نبود صراحت. ما همیشه سعی میکنیم مشکلات را با حرافی و زیادهگوییها حل کنیم؛ یعنی از طریق گفتوگوها یا صحبتهایی که در جریان کنفرانسها و تجمعات مطرح میشود، اما غالبا اینگونه تصمیمگیریها به محض اینکه به واقعیت میرسد یا با گرایشهای سیاسی برخورد میکند، از بین میرود و مثل یخ آب میشود.
آخرین حرفتان برای دوستداران علامه فضلالله یا حتی مخالفانش چیست؟
به همه دوستدارانش میگوییم به این خط پایبند باشید، هرچند این راه دشوار باشد. از سرزنش سرزنشکنندگان نترسید. شما با روحیه آن سید آشنا هستید و میدانید که بهدنبال چه بود و همواره تلاش میکرد در خدمت امت باشد. از انزوا و هوچیگری بیزار بود. ادامهدادن این راه طبعا مسئولیت سنگینی را متوجه شما میکند. باید همه حرفهایی را که اینجا و آنجا میزنند تحمل کنید. با سخنان محبتآمیز به جنگ حرفهای کینهتوزانه و متعصبانه بروید. به همان روش امام زینالعابدین (ع) رفتار کنید که میفرمود: «هرکس با ما حیله کرد، ما با نصیحت جوابش را میدهیم، هرکس از ما کناره گرفت. ما پیوندش را نگه میداریم، از نیکیها تشکر میکنیم و از بدیها درمیگذریم». نباید ناملایمات ما را از راه مهربانهای که در پیش گرفتهایم بازدارد. این همان راهی است که پیامبر (ص) و اصحاب و اهل بیتش(ع) در پیش گرفته بودند. ما احساس میکنیم با این روش میشود با فتنهها مقابله کرد چون ما بهدنبال ریشهکنی فتنههای مذهبی هستیم. اما به کسانی که همچنان با علامه مخالفت کرده و مسیر قبلیشان را ادامه میدهند، سفارش میکنیم به مطالب خود او مراجعه کنند نه به مطالبی که درباره او نوشته شده است. به آنها میگوییم واقعنگر باشید و با شیوهای علمی با مسائل برخورد کنید. به این فتنهها و بحرانهایی که ما را فراگرفته است نگاه کنید. در پایان باید گفت این البته طبیعی است که هر یک از ما تلاش داشته باشد مردم را به آنچه اعتقاد دارد فراخواند، اما مهم این است چنانکه علامه توصیه کرده بود، اختلافاتمان را مدیریت کنیم و نگذاریم مردم تاوان اختلافات ما را بدهند. اگر اختلافی در اصول یا فروع یا در برداشتهای تاریخی و فهم متون و نحوه برخورد با دستاوردهای جدید بشری داریم اینها را پیش از آنکه به مردم منتقل کنیم بین خودمان حل کنیم.
*منبع: سایت رسمی علامه فضلالله به نقل از روزنامه «اللواء»
برچسب: لبنان علي النهري,لبنان علي الديك,لبنان علي البحر,لبنان علي البزال,
نویسنده: ستایش پارسامنش