خرید بک لینک

درباره حصر

این روزها اخبار مربوط به صاحبان حصر نگران کننده شده است. خطربیماری های قلبی و عروقی یا هربیماری دیگری دور از ذهن نیست. حدود هشت سال از حصر مهدی کروبی ، میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد رهبران جنبش سبز می گذرد . دراین مدت بارها ابراز امیدواری شده تا این افراد از حصر خارج شده یا درصورتی که جرمی مرتکب شده اند در دادگاهی صالح محاکمه گردند. به گفته مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران مساله حصر به این یا آن نهاد خاص بستگی ندارد و به گفته بعضی فقط با اشاره راس حاکمیت است که باید تداوم داشته باشد . بگذریم که بعضی از اصول گرایان تندرو حتی معتقدند افراد در حصر باید محاکمه و اعدام شوند .

اما این حصر برداشتنی نیست . سابقه ندارد حکومتی به رقیبان و یا دشمنان داخلی خود فرصت ابراز وجود داده و یا کنترل شدید خود را بر آنها دریغ کند . مگر اینکه حکومتی کاملا دموکراتیک باشد . در یک حکومت دموکراتیک است که رقیب به رسمیت شناخته می شود و گردش قدرت طبق موازین معینی از طریق صندوق های رای صورت می گیرد . در حکومت های غیر دموکراتیک – بسته به نوع و شدت و ضعف شان – رقیب یا دشمن ، رقیب و دشمن است و بنابراین نمی توان حتی لحظه ای از او چشم برداشت . بخصوص وقتی شخصی یا اشخاصی به نماد یک جریان مخالف تبدیل شده باشند و نقش رهبرمعنوی و روحی جریانی معترض را به خود گرفته باشند . درچنین شرایطی حکومت حاضر به امتیاز دادن نیست و تا زمانی که آن جریان نفس می کشد و یا در عرصه سیاسی حضور دارد و تاثیر گذار است باید رهبرانش تحت کنترل باشند .

از این رو تلاش های اصلاح طلبان برای برداشتن حصر بیهوده است . انتقادها و ایرادها راه به جایی نمی برد . این بازی جدی و خطرناک حتی می تواند تا سالهای آینده ادامه داشته باشد . تصور کنید برفرض آیت الله خامنه ای در قید حیات نباشد . قطعا جانشین او هرکسی که باشد باید دراین باره تصمیم گیری کند و او نیز جز در چارچوب منافع قدرت حاکم دراین باره تصمیمی نمی تواند بگیرد . یعنی تا زمانی که احساس کند از سوی رهبران اپوزیسیون خطری متوجه حکومت باشد محال است حصر را بردارد . درمقابل اصلاح طلبان نیز با موضوع حصر برخوردی منفعت طلبانه داشته و دارند . آنها از این موضوع سود می برند و با بزرگ کردن موضوع حصر طرفداران بیشتری برای خود جذب می کنند . در انتخابات اخیر دیدیم که هربار در مناسبتی مردم در مورد حصر شعار می دادند بر شور و هیجان جمعیت افزوده می شد و همین ماجراها بود که توانست 24 میلیون نفر را به پای صندوق های رای بکشاند . رهبران اصلاح طلب می دانند که نمی توانند حصر را بردارند . دولت روحانی نیز به خوبی به این مساله وقوف دارد اما می خواهند از اهرم حصر برای فشار بر جناح مقابل استفاده کنند . به این ترتیب حصر تبدیل به یک اهرم فشار شده است . آیا این اهرم فشار قادر خواهد بود جناح مقابل را به تسلیم وادارد ؟ مسلم هرچه از این سو فشار بیشتر باشد از طرف مقابل نیز اصرار بر ادامه حصر بیشتر خواهد بود . در برمه دیدیم که فشارهای خارجی و داخلی سرانجام نظامیان را مجبور به برداشتن حصر آن سانگ سوکی کرد و حتی او را به قدرت رساند . اما ایران با میانمار و یک حکومت دینی با یک حکومت نظامی سکولار تفاوت های بسیاری دارد .

به نظر می رسد این دعوای بی سرانجام تا جایی که هردو نفس داشته باشند ادامه پیدا کند . تا زمانی که یکی از طرفین از پا در آید . در این میان فرض بگیرید یکی از این سه نفر محصوران در قید حیات نباشند. چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ یک نمونه از این اتفاق را در مساله مرگ آیت الله منتظری دیدیم . حاکمیت با گشاده رویی و تساهل اجازه می دهد تا گروه هایی شعار خودشان را بدهند و بعد آب ها از آسیاب بیفتد . شاید اگر حصر این سه نفر به چنین جایگاهی ارتقاء نیافته بود با بعضی ریش سفیدی ها و مذاکرات پشت پرده و به اصطلاح لابی گری ها می شد حصر را برداشت یا آن را کم رنگ کرد . اما در چنین بحبحوحه ای هرگز امکان پذیر نیست . شاید بعضی تصور کنند با یک شورش عظیم و یک اعتراض سراسری و بی مهابا بشود حصر را برداشت . اما چنین تصوری غلط است . زیرا چنین شورشی را چه کسی می خواهد رهبری کند ؟ اصلاح طلبان فعلی نه سودای چنین شورشی را دارند و نه اجازه بروز و ظهور به آن خواهند داد . زیرا اساسا چنین رویکردی با استراتژی آنها سازگار نیست . به نظر می رسد بهترین راه برای سالم ماندن و کمتر آسیب دیدن محصوران این باشد که آنها را از عرصه عمومی و جنجال های تبلیغات سیاسی جناح ها کنار بکشیم و بگذاریم تا در سکوت و اختفاء به مرور فشارها از روی آنها برداشته شود . این به نفع محصوران و کل جریان اصلاح طلبی خواهد بود .

+ نوشته شده در یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:47 توسط محمد علي عسگري |

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:30

صفحه بندی