
به یاد رضا رستمی روزنامه نگاری که زود رفت
اینکه خبرنگار باشی خودش یک جرم است . اگر شد باید دهانش را بست و اگر نشد جانش را گرفت . حال اگر خبرنگاری نتواند در این معرکه سخت و جانکاه از پس زندگی عادی اش هم برنیاد دیگر خود با دست های خود گورش را کنده است . زنده ماندنش جزو محالات باید باشد . البته وقتی مرد همه برایش تسلیت می فرستند . ارگان های رسمی از او تجلیل می کنند . اما یکی از همین نهادها و ارگان ها وقتی او زنده بود دستش را نمی گرفت و نگرفت . وقتی جلوی زن و بچه اش شرمگین می شد کسی او را نمی دید . وقتی دربرابر آرمان هایش سرشکسته می شد کسی برای او دل نمی سوزاند . وقتی اصلی ترین وظیفه اش را که انتشار حقیقت بود نمی توانست انجام دهد کسی به فکرش نبود . وقتی مجبور بود همه چیز را در خود سانسور کند و دم برنیاورد کسی به او نمی اندیشید . وقتی نه زبانی برای گفتن و نه دستی برای نوشتن داشت کسی برایش دل نمی سوزاند . وقتی از زمین و آسمان بر او تیر می بارید و هر روز هرکس و ناکسی برایش پرونده می ساخت کسی به این فکر نمی کرد که هر آدمی ظرفیتی دارد و شاید او تاب تحمل این همه فشار را نداشته باشد . شاید جسم اش دیگر یاری نکند . شاید مغزش دیگر قادر به هضم اینهمه دشمنی و مصیبت نباشد . شاید با یک کمکی ، وامی ، بیمه بیکاری ای بشود کسی را نجات داد . نه . هرگز کسی به این ها فکر نمی کرد و از این پس هم نخواهد کرد .
نمی دانم . سرنوشت تلخ و اندوهباری در انتظار ماست . اما مگر جرم ما چیست ؟ جز روشنگری ؟ جز بیان حقیقت و جز نقد کارها خطا و اشتباهات مرگباری که دیگران بی پروا می کنند و چون مانعی برسرراه شان نمی بینند و چشم بینایی هم نیست که آنها را ببیند احساس می کنند سیاه ترین کارهای شان را مایه افتخار و مباهات ملی دانسته و و از دیگران طلبکار هم می شوند ؟ چرا این « چراغ های روشن رابطه » به جای اینکه قدر بشناسند و در صدر بنشینند این چنین محکوم به خاکستر نشینی می شوند ؟
رضا رستمی رفت . رضاهای دیگر هم خواهند رفت . اما زمان بیداری این قوم کی فرا می رسد ؟ « غم این خفته چند ... » می خواهد تا کی استمرار داشته باشد ؟ آن نامهربانی ها و دشمنی ها ، آن همه مشکلات و مصیبت ها ، بیکاری ها و حسادت ها و قار و نقار ها را اگر این غم آخری نباشد باز می شود تحمل کرد . اما اگر نباشد دیگر هیچ .
« آی آدم ها .... »!! امروز نه یک نفر که دهها نفر در آب دارند جان می دهند . کسی نیست که دستی بلند کند ؟ کسی نیست بگوید پیش از آنکه یک خبرنگار ، یک هنرمند ، یک اندیشمند ، ... بمیرد باید کاری کرد .
برچسب: به یاد رضا,به یاد رضا صفدری,به یاد درویش خان محمدرضا لطفی,به یاد امام رضا,به یاد پدرم رضا طباطبایی آرانی,به یاد عارف محمد رضا لطفی,
نویسنده: ستایش پارسامنش